nojavan7ContentView Portlet

سفر دریانوردان ارتش به دور کره زمین
گفت‌وگو با محمدرضا شرفی خبوشان، نویسنده کتاب «قاف اقیانوس»
سفر دریانوردان ارتش به دور کره زمین

دریانوردان ارتش جمهوری اسلامی کاری کردند کارستان! با ناوی که خودمان ساخته بودیم به دور کره زمین سفر کردند و دوباره به وطن برگشتند. ماجرایش را شنیده‌اید؟ نشنیده‌اید؟ عیب ندارد. «قاف اقیانوس» از حماسه رفتن به سرزمین‌های دور و قدرت ایران در دریانوردی برایمان گفته است؛ کتابی به قلم محمدرضا شرفی خبوشان، نویسنده نام‌آشنای کشورمان. کنجکاوید درباره این سفر هیجان‌انگیز و داستان کتاب بیشتر بدانید؟ این گفت‌وگو را بخوانید و از غرور ملی لابه‌لای تک‌تک کلماتش لذت ببرید.

1

چرا «قاف اقیانوس» را نوشتید؟

سرزمین ما به‌خاطر پهناور بودنش از جنوب با دریای پهناور عمان و خلیج فارس و از شمال هم با دریای خزر هم‌مرز است. حفظ و پاسداشت این سرزمین در حدوحدود مرزهای دریایی همواره از دغدغه‌های قهرمانان سرزمین ما بوده است. در طول تاریخ کسانی بودند که سوار بر کشتی‌ها، دریاها را درنوردیدند و به سرزمین‌های تازه رفتند و همچنین مرزدارانی که از مرزهای دریایی در برابر هجوم بیگانگان دفاع کردند. نوجوانانی که به تاریخ علاقه‌مند هستند می‌دانند که خیلی از سرزمین‌ها در دنیا از طریق مرزهای دریایی فتح شده‌اند. استعمار از طریق سوار شدن بر کشتی‌ها به این سرزمین‌ها رفته است؛ سرزمین‌هایی که از مرزهای دریایی‌شان مراقبت نکرده‌اند و سالیان بسیاری به دست کشورهایی مثل انگلستان، پرتغال، اسپانیا و حتی آمریکا تحت استعمار قرار گفتند. بسیاری از این سرزمین‌ها بعد از قرن‌ها استقلال پیدا کردند، اما بسیاری از این سرزمین‌ها همچنان در دست تصاحبگران آن‌ها باقی مانده است.
ایران هم به‌خاطر مرز دریایی خود این تلاطمات را در طول تاریخ تجربه کرده است؛ چنان‌که دانش‌آموزان و نوجوانان خوب ما می‌دانند که سالیانی جزیره هرمز به دست پرتغالی‌ها تصاحب شده بود و ایرانیان توانستند این جزیره را پس بگیرند. در دورانی از تاریخ، استعمارگران از مرزهای دریایی در جنوب کشور به ما حمله کردند و ما دلاورانی مثل رئیس‌علی دلواری داشتیم که در برابر آن‌ها ایستادگی کردند. 
در سال ۱۴۰۲، دریانوردان ما در ارتش دست به کاری تاریخی زدند؛ به این معنا که سوار بر ناوها اراده کردند تا به دریاهای دوردست بروند. آن‌ها تصمیم گرفتند که اقیانوس‌ها را طی کنند، دور کره زمین دور بزنند و دوباره به سواحل خلیج فارس برگردند. دور زدن کره زمین آن ‌هم با ناوهایی که به دست خودشان ساخته شده بود کار هر کسی نیست و هر کشوری به این توانایی دست پیدا نکرده است. در طول تاریخ هم دریانوردان ایرانی تا دوردست‌ها رفتند و اطلاعاتی در دست است که در دوره هخامنشیان چنین کاری انجام شده است، اما وسعت و دامنه این دریانوردی به‌اندازه‌ای نبوده که ما سرافرازانه بتوانیم کره زمین را دور بزنیم و به دریاها و سرزمین‌های دوردست سفر کنیم؛ اما دریانوردان ارتش جمهوری اسلامی این کار شگفت‌انگیز و ارزشمند را انجام دادند. ملتی که از طریق دریا به سرزمین‌های دوردست می‌رود، غیر از اینکه قدرت و توانایی خود را نشان می‌دهد، این پیام را هم به بقیه می‌رساند که ما فراتر از مرزهای خود نیز قدرت داریم. ما چه از نظر دانش دریانوردی چه از نظر شهامت و شجاعتِ دل به دریا زدن به جاهای رفیعی رسیده‌ایم. 
همواره در کل دنیا بسیاری از داستان‌ها و قصه‌ها در مورد دریانوردان شجاع و دلیری بوده که دل به دریاها زدند و به سرزمین‌های دوردست و ناشناخته سفر کرده‌اند. نوجوانان ما با بسیاری از این رمان‌ها آشنا هستند و خیلی علاقه‌مندند که این آثار را بخوانند؛ بنابراین، حالا که چنین حماسه‌ای رقم خورده است طبیعتاً آن‌ها دوست دارند که داستان و روایت این دل به دریا زدن را هم بخوانند. دغدغه اصلی «قاف اقیانوس» هم همین است. این کتاب می‌خواهد از حماسه رفتن به سرزمین‌های دور و قدرت ایران در دریانوردی، داستانی ارائه کند. در واقع، «قاف اقیانوس» نوجوانان را با قصه‌ها و داستان‌های دریانوردان ارتش در این سفر دُورودِراز آشنا می‌کند.

2

درباره داستان این کتاب برایمان بگویید.

یک نوجوان هرمزی به‌خاطر نجات یک گونه از لاک‌پشت‌های در حال انقراض، یعنی «لاک‌پشت پوزه عقابی» دل به دریا می‌زند و این دل به دریا زدن باعث می‌شود که او متوجه شود دریانوردی و دل به دریا زدن چقدر کار مهمی است. کار خود این نوجوان هم کاری افتخارآمیز است؛ زیرا می‌خواهد چیزی را نجات دهد. نوجوان قصه ما، نوجوانی متهور، باجرئت و باشجاعت است که می‌خواهد برای سرزمین و جزیره خود کاری کند. جزیره هرمز، نمادی از سرزمین ماست که نوجوانان شجاع و با دل و جرئتی دارد. حالا در این تلاطمات، در این خطر کردن‌ها، در این دل به دریا زدن‌ها، نوجوان داستان سعی می‌کند با یادآوری چیزهایی که در مورد دریانوردان و سفر دُورودِراز آن‌ها به دور کره زمین می‌داند، خودش را آماده کند تا او هم مثل دریانوردان دلاورمان از این ماجرایی که واردش شده است، سربلند بیرون بیاید؛ یعنی دانسته‌های او از سفر دریایی دریانوردان باعث می‌شود که او هم اعتمادبه‌نفس پیدا کند، جرئت و شهامت خود را چند برابر کند و بتواند در این مسیر موفق شود.

3

این داستان، بومی است و ما را با حال‌وهوا و آداب و رسوم و واژه‌های جنوبی آشنا می‌کند. چقدر کار در زمینه تألیف چنین داستان‌هایی انجام شده و آیا وضعیت را راضی‌کننده می‌دانید؟

برای نوجوانان هرچه داستان و رمان بنویسیم، کم نوشته‌ایم؛ چون آن‌ها دنیای وسیع، پیچیده و رنگارنگی دارند و نمی‌توانیم ادعا کنیم با ده، بیست، سی یا صد رمان موفق به ترسیم این دنیای پرماجرا شده‌ایم، بلکه باید هزاران رمان نوشته شود تا این جمعیت پویا و سرزنده بتواند خود را در آیینه این رمان‌ها تماشا کند؛ بنابراین، هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که ما به‌اندازه کافی برای آن‌ها رمان نوشته‌ایم؛ هرچه بنویسیم باز هم نیازمند نوشتن بیشتریم.
به نظرم ما در اندازه و دامنه تخیل نوجوان ایرانی کم کار کرده‌ایم. درباره بوم‌ها و اقلیم‌های مختلف ایران و این جغرافیای رنگارنگ می‌توان آثار بسیاری نوشت. هر کدام از این بوم‌ها ظرفیت رمان‌های متعددی را دارد و وقتی نوجوان، خودش را در این جغرافیا می‌بیند و حس می‌کند علاقه‌مندی‌اش از گذشته بسیار بیشتر می‌شود. همین رمان «قاف اقیانوس» این فرصت را ایجاد کرده است که نوجوان، جزیره هرمز را از یک دریچه پرهیجان نگاه کند و به آن علاقه‌مند شود، با تاریخ این جزیره آشنا شود و بداند که این جزیره چقدر برای ما مهم است، چقدر خلیج فارس، دریای عمان و دریای مکران برای ما مهم است، چقدر به اقیانوس رفتن برای ما اهمیت دارد. جای‌جای این سرزمین، کوهستان‌هایش، دریاچه‌هایش، جنگل‌هایش، شهرهایش و مرزهایش می‌تواند موضوعی برای رمان نوجوان باشد.

4

وقتی «قاف اقیانوس» را می‌خوانیم احساسات مختلفی را در خود می‌بینیم: مثل غرور به‌خصوص از نوع غرور ملی، خوش‌حالی برای اینکه می‌بینیم دنیای نوجوانانه‌مان را با مختصات خاص خودش به تصویر کشیده‌اید و حس غم و اندوه که چرا درباره ایرانمان و دریانوردان ایرانی کم می‌دانیم. به نظر شما پس از مطالعه کتاب و درک این احساسات، باید چه‌کار کنیم تا در این مرحله باقی نمانیم؟

ما باید خواندن رمان‌ها را تبدیل کنیم به کاری واقعی. رمان‌ها سرآغاز کنش و فعالیت ما در دنیای واقعی هستند. رمان یک دنیای تخیلی است که از دنیای واقعی هم ایده و سرمشق می‌گیرد، اما درنهایت جهانی را می‌سازد که ما را راهنمایی می‌کند به ساختن جهان‌های بهتر؛ بنابراین، بعد از خواندن هر رمان باید ببینیم که در واقعیت چقدر می‌توانیم از آن اثر بهره ببریم و دنیای خود را بهتر کنیم. اگر بعد از خواندن هر رمان اراده‌، شوق و علاقه به ساختن دنیایی بهتر در نوجوان به وجود بیاید، آن کتاب، اثر موفقی بوده است.
به نظر من، نوجوان رمان می‌خواند تا امید پیدا کند، تا از اندوه و غم و غصه رها شود، از ناامیدی‌ها خلاص شود و آینده‌اش را بسازد. رمان‌های نوجوان به آن‌ها می‌گویند که شما آینده‌ساز این مملکت هستید، همه‌چیز این مملکت در گرو کوشش و تلاش و امیدواری شماست و باید نوجوانی کنید. نوجوان، یعنی یک انسان پرامید، پرنشاط و آینده‌ساز که عشق و علاقه‌‌اش را نثار اطرافیان و سرزمینش می‌کند. ادبیات نوجوان باید بتواند نقش فعال و مفیدی را برای نوجوانان ترسیم کند و آن‌ها را یاری کند که انگیزه و شوق درونی‌شان را زنده نگه دارند.

nojavan7Social1 Portlet

متن برای شناسایی تازه سازی CAPTCHA