فلسفه روزهداری
کتاب «اسرار ماه رمضان» دقیقاً از همین نقطه شروع میکند: از تجربهای که همه داریم، اما کمتر دربارهاش فکر میکنیم. این کتاب نمیخواهد صرفاً احکام بگوید یا نصیحت کند که بهتر باشیم؛ بیشتر تلاش میکند نشان بدهد در ماه رمضان چه اتفاقی در درون انسان میافتد، حتی وقتی خودمان متوجهش نیستیم.
نویسنده، رمضان را شبیه یک دوره فشرده تغییر میبیند؛ چیزی مثل یک اردوی تمرینی که برنامهاش طوری چیده شده تا آدم را از حالت خودکار بیرون بیاورد. ما معمولاً طبق عادت زندگی میکنیم: گرسنه میشویم و فوری غذا میخوریم، عصبانی میشویم و واکنش نشان میدهیم، حوصلهمان سر میرود و سراغ گوشی میرویم، ناراحت میشویم و حرف تند میزنیم، اما روزه ناگهان بین احساس و عمل فاصله میاندازد. میخواهی آب بخوری اما نمیخوری، میخواهی جواب بدهی اما نگه میداری، میخواهی غر بزنی اما صبر میکنی. همینجا یک کشف مهم اتفاق میافتد: میفهمی مجبور نیستی هر کاری را که دلت خواست انجام بدهی. رمضان بیش از آنکه درباره نخوردن باشد، درباره انتخاب کردن است.
عنوان: اسرار ماه رمضان || نویسنده: محمدتقی فیاضبخش || ناشر: انتشارات واژهپرداز اندیشه || تعداد صفحات: 214
تأثیر ماه رمضان بر وجود ما
یکی از نکتههای جالب کتاب توضیح احساسی است که خیلیها تجربه کردهاند: آرامش خاص بعضی لحظههای روزه، مخصوصاً نزدیک غروب. انگار با وجود خستگی، ذهن شفافتر میشود. کتاب این را تصادفی نمیداند. وقتی بدن کمی از خواستههای دائمیاش فاصله میگیرد، شلوغی همیشگی ذهن کمتر میشود و آدم صدای فکرهایش را واضحتر میشنود. برای همین در ماه رمضان، فکر کردن عمیقتر میشود، دعا واقعیتر حس میشود و شبها حالوهوای دیگری دارند. این ماه فقط برنامه غذایی را تغییر نمیدهد، ریتم زندگی را کند میکند تا انسان بتواند خودش را ببیند.
شبهای رمضان هم در کتاب جای مهمی دارند. حتی اگر مراسم خاصی هم نباشد، خیلیها حس میکنند این شبها با شبهای دیگر فرق دارد. دلیلش شاید این باشد که آدم در طول روز خودش را نگه داشته و انرژیای که همیشه صرف واکنشهای فوری میشود، ذخیره شده است. شب که میشود، این انرژی به شکل فکر، گفتوگوی درونی یا سکوت بیرون میآید. برای همین بعضی شبها دل آدم میخواهد بیشتر تنها باشد، بیشتر حرف دل بزند یا بیشتر به گذشته و آینده فکر کند. رمضان فقط برنامه روز نیست، برنامه دل است.
لحظه نتیجهگیری
کتاب نگاه تازهای هم به افطار دارد. معمولاً افطار را پایان گرسنگی میبینیم، اما اینجا افطار لحظه نتیجه است. یک روز کامل خواستی اما انجام ندادی، توانستی اما صرفنظر کردی، عصبی شدی اما خودت را کنترل کردی. اولین جرعه آب فقط رفع تشنگی نیست، حس موفق شدن است. انگار به خودت ثابت میکنی میتوانی زندگیات را مدیریت کنی، نه اینکه فقط دنبالهرو خواستههایت باشی.
در طول کتاب، کمکم روشن میشود که رمضان شبیه یک توقف در زندگی سریع ماست. در بیشتر روزهای سال آدم مثل قطاری است که مدام حرکت میکند، اما رمضان ایستگاهی است برای تنظیم دوبارة رابطه با خود، رابطه با دیگران و رابطه با خدا. اگر این سه تغییر کند، بعد از ماه رمضان زندگی همان زندگی قبلی نخواهد بود، حتی اگر ظاهرش عادی به نظر برسد.
شاید بعد از خواندن کتاب «اسرار ماه رمضان» هنوز هم نزدیک غروب بپرسی «چقدر مانده تا اذان؟» اما این بار میدانی منتظر چهچیزی هستی؛ نه فقط غذا، بلکه لحظهای که نتیجه انتخاب کردنهای مداوم در طول روزت را میبینی. همین تغییر نگاه، بزرگترین اتفاقی است که کتاب میخواهد برای خوانندهاش رقم بزند.
برشی از متن کتاب
قرآن عالیترین معجزه نبی اکرم و ثقل اکبری است که خداوند به برکت رسول خدا بر بشریت عرضه داشت. پاسداری و شکر این نعمت وظیفه آحاد مسلمین است. اولین گام در انس با قرآن شناخت عظمت این امانت الهی است تا حدود ادب را در ارتباط با کتاب الهی حفظ کند که در فرهنگ سلوک ارزش هرکس به میزان ادبی است که در بارگاه الهی ظاهرا و باطنا ابراز میدارد.
nojavan7CommentHead Portlet