nojavan7ContentView Portlet

قانون‌هایی که همیشه جوابه
در چه لحظه‌هایی باید چشم‌به‌راه معجزه باشیم؟
قانون‌هایی که همیشه جوابه

ایران نازنینِ ما برای ۴۷ سال نامی بوده است که در سکوت و زیر سایه سنگین تهدیدها زندگی کرد. خاک پاکی که آموخت چگونه در محاصره نفس بکشد و در دل تحریم، رویاهایش را به واقعیت گره بزند؛ چگونه وقتی ابرقدرت‌ها می‌کوشند تو را از معادلات جهان بیرون بگذارند، نقش خودت را پیدا کنی و منافع خویش را با چنگ و دندان حفظ کنی. 

1

حیرت دنیا

ما غم شهادت بهترین فرزندان ایران را چشیدیم و سایه‌ همیشگی تهدید جنگ را با خودمان تا امروز آورده‌ایم؛ سایه‌ای که دیگر برای ما غریبه نیست، اما هرگز اجازه ندادیم چراغ خانه‌مان خاموش شود یا قرار باشد با تکیه بر غریبه‌های زورگو و منفعت‌طلب روشن بماند.
اما در اسفند، طوفان دیگری هم از راه رسید. وقتی ابرقدرت‌هایی که تیرهای تحریم و تهدیدشان بارها به سنگ خورده بود، این بار تمام توان سرد و آهنین نظامی خود را برای درهم شکستن این خانه‌ دوست‌داشتنی بسیج کردند، جهان ایستاد تا به خیال باطل خود سقوط ایران را تماشا کند؛ اما آنچه رخ داد، معادلات اتاق‌های فکر را درهم ریخت؛ دنیا با حیرت، چیزی شبیه یک معجزه را پیش چشم خود دید.
ایران نه‌تنها فرو نریخت و تجزیه نشد، بلکه در میانه آتش، اعجازی از توانمندی و هم‌بستگی را به نمایش گذاشت. اکنون یک پرسش پیش روی همه قرار گرفته است: این معجزه چگونه رخ داد؟ چه کیمیایی در جان این خاک نهفته است که از دل سخت‌ترین فشارها، چنین شکوهی می‌آفریند؟ 

2

تولد معجزه

همیشه همه‌چیز مطابق قواعد طبیعی پیش نمی‌رود. طبیعی است که آب جریان داشته باشد، اما رود نیل راه را برای موسی و قومش باز کرد. طبیعی است که چوبی خشک وقتی بر زمین می‌افتد فقط صدایی بدهد، اما همان چوب‌دستی ساده، وقتی به قدرت الهی متصل شد، اژدها شد و حیله ساحران را بلعید. یکی هست که می‌تواند قوانین این دنیا را دگرگون کند؛ همان کسی که آنها را وضع کرده است.
امروز دوباره دنیا شاهد معجزه‌ای تازه است. دو ماه از جنگِ جنایتکارترین افراد جهان علیه ایران قوی و صبور ما گذشته و حالا حتی کسانی که چشم‌بسته بودند، کم‌کم ناچارند باور کنند. گویی همان چوب‌دستی ساده موسی است که به قدرت الهی متصل شده؛ این بار در قالب فناوری‌هایی که در دل تحریم رشد کردند و در میدان نبرد ورق را برگرداندند. حمله‌ای که می‌توانست اراده جامعه را درهم بشکند، برعکس به انسجام و خلاقیتی بیشتر انجامید و ضربه‌ای سخت، مانند شهادت رهبر عزیز و فرماندهان شجاعمان، به‌جای فلج کردن کشور، بیداری و اراده‌ای تازه آفرید.
اما معجزه بی‌دلیل نیست و از آسمان نمی‌افتد. باید دید چه مؤلفه‌هایی دست‌به‌دست هم داده‌اند تا چنین اتفاق بزرگی شکل بگیرد.

2

ایمان سرچشمه است

منطق دنیا این بود: ایران، پس از سال‌ها فشار و تحریم، دیگر توان ایستادگی ندارد؛ اما منطق ما چیز دیگری است؛ منطقی که رود نیل را می‌شکافد و بن‌بست‌ها را باز می‌کند: «خدا با ماست.» وقتی بدانی خدا با توست، ترس کمتر قدرت پیدا می‌کند و کمبودها، به‌جای آنکه فلج‌کننده باشند، تبدیل به انگیزه‌ای برای ابتکار و تلاش می‌شوند.
وقتی باور کنی خدا همراه توست، می‌بیند و یاری می‌رساند، امید جان می‌گیرد؛ امیدی که نه خوش‌بینی ساده، بلکه اطمینانی عمیق به تحقق وعده‌های الهی است. این امید به‌معنای بی‌برنامگی نیست، بلکه یعنی برنامه بریزیم، حساب‌وکتاب داشته باشیم، بجنگیم و تا آخرین لحظه بایستیم، درحالی‌که دلمان به یاری خدا مطمئن است.
چوب‌دستی موسی در یک روز عادی فقط یک چوب بود، اما وقتی به اراده الهی وصل شد، به نشانه‌ای تبدیل شد که ساحران را درمانده کرد. قدرت، نه در چوب بود و نه در ظاهرش؛ در آن اتصال پنهانی بود که پشت آن ایستاده بود.

3

پلی که معجزه از آن عبور می‌کند

معجزه در لحظه‌ای رخ نمی‌دهد که همه‌چیز آسان است، بلکه درست در جایی متولد می‌شود که فشارها زیاد شده و بسیاری از محاسبات انسانی به بن‌بست رسیده‌اند. در چنین لحظه‌ای، آنچه مسیر را باز نگه می‌دارد «مقاومت» است.
مقاومت، یعنی ماندن وقتی خستگی آمده، ادامه دادن وقتی امیدها کم‌رنگ شده و حفظ مسیر وقتی فشارها سنگین شده‌اند. مقاومت زمان لازم را می‌سازد تا ظرفیت‌های پنهان انسان‌ها آشکار شود. استعدادهایی که در شرایط عادی دیده نمی‌شوند، در میدان سختی‌ها شکوفا می‌شوند؛ راه‌حل‌هایی پیدا می‌شود که پیش‌تر به ذهن کسی نمی‌رسید. به همین دلیل است که در بسیاری از تجربه‌های بزرگ تاریخی، آنچه مردم آن را «معجزه» می‌نامند، درحقیقت حاصل مقاومتی است که اجازه داده امید، خلاقیت و تلاش به نتیجه برسد.

4

اراده جمعی 

یکی از مهم‌ترین رازهای معجزه یا شبه‌معجزه در یک جامعه، اراده جمعی است؛ همان لحظه‌ای که «من»ها کنار می‌روند تا جایی برای یک «ما»ی بزرگ‌تر باز شود. اراده‌ای که آدم‌ها را از حاشیه‌سازی و بهانه‌گیری دور می‌کند و به متن میدان می‌آورد. در چنین لحظه‌ای، مردم، رزمندگان و مسئولان به‌جای درگیر شدن در دعواهای ریز و فرسایشی، زیر یک پرچم مشترک می‌ایستند. اختلاف‌های سلیقه‌ای عقب می‌نشیند؛ چون هدف بزرگ‌تر از آن است که بر سر دلخوری‌های کوچک هدر برود. نتیجه چه می‌شود؟ بسیاری از کارهایی که برای یک فرد ناممکن به نظر می‌رسد، وقتی یک ملت متحد پشت آن بایستد، به یک امکان واقعی تبدیل می‌شود.
تلاش از ما، گشودن راه از او؛ و وقتی این دو به هم می‌رسند، نتیجه‌اش چیزی می‌شود که معجزه نام دارد. خوب به اطرافتان نگاه کنید. به آسمان سرزمین‌های اشغالی به پایگاه‌های آمریکا در منطقه و به تنگه هرمز و خلیج فارس نازنینمان و معجزه را شفاف‌تر از همیشه ببینید. این ملت قبلاً از گردنه‌های جنگ و تحریم و ترور عبور کرده، دوباره هم می‌تواند.

nojavan7Social1 Portlet

متن برای شناسایی تازه سازی CAPTCHA